چقدر دوست می دارم در خلوت تفکرتان باشم در تنهائیتان در معراجتان تا آنجا که می روید ودر تنهائیتان هیچ احدی را اجازه همراهی نیست چه خوب بو د من در این سفر همراهیتان می کردم دلم می خواست بدانم تا کجا می روید در آن سرزمین خیال که هیچ رنگی آلوده اش نساخته ازکدامین رنگ ایده آل هایتان را می سازین به چه ترکیبی او را ملکه موعودت را بتت را مدینه فاضله تان را می سازید
به کدامین صفت او را می آرائید به کدامین نام او را می خوانید
تا کجای برهوت عظیم بودنتان روحتان خیالتان تنهائیتان او را با خود می بری
به او کدامین را میآموزید چگونه تربیتش می کنید از او می خواهید که
چگونه باشد باشد
من مانده ام تنهای تنها
نويسنده: مریم و علی مورخ: شنبه سیزدهم اسفند 1384 در ساعت: 10:6