تبليغاتX
عروسک تو


عروسک تو

Yahoo
آرشيو
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

                                     به نام انکه گر حکم کند محکومیم              

سلام به همه ی دوستان عید مبعث را به همتون تبریک میگم


نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه سی ام مرداد 1385 در ساعت: 16:38
|+|

از دلی که با سنگ غم شکسته چه انتظاری داری

از مرغی که کنج قفس نشسته چه انتظاری داری

از اونی بس که واست دویده روزو شب

به گوشه ای افتاده خردو خسته چه انتظاری داری

 

بی وضو

 


نويسنده: مریم و علی مورخ: شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 در ساعت: 19:24
|+|
 ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟

 روزي که قلبهايي که در کنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .

 

 دلهايي که محرم هم بودن محرم دل کس ديگري بشن .

 

سلام.امشب بر عکس شب های دیگه خسته ام .

نای صحبت و اپ کردن ندارم .امشب برای خداحافظی با شما دوستان گلم امدم.

دوستان نازنینم ممنون تو این مدت من رو یاری کردید.ولی خودتون خوب میدونید انتهای هر سلامی /خداحافظی است.به دلایل زیادی نمی توانم تو این وبلاگ دیگه اپ کنم.

دلم خیلی براتون تنگ میشه.از علی جون هم ممنون که برای این وبلاگ بسیار زحمت کشید.

البته من دیگه نمی توانم ادامه بدم . شاید علی خواست برای دل خودش یا با یکی دیگه ادامه بده که از همین جا براشون ارزوی موفقیت و شادکامی میکنم.

بدونید خیلی دوستتون دارم.در پناه حق باشید.

                         دوباره دلم بوی غربت گرفته

و با بی کسی هایم الفت گرفته

 

قدم می گذارم به شهر خیالم

پر از خاطراتم پر از حس حالم

 

دلم می تپد از غم بی کسی ها

امان از جدایی ها و دلواپسی ها

 

دوباره جدایی به جانم شرر زد

هیولای هجران به دل نیشتر زد

 

بهار پر از دوستیها خزان شد

دل از داغ دوریتان ناتوان شد

 

من امشب از شهر شما رهسپارم

دلم را برای شما می گذارم

 

من و کوله باری پر از خستگی ها

خداحافظ ای شهر دلبستگی ها

 

خداحافظ ای چشم های پر از غم

خداحافظ ای اشک های دمادم

       


نويسنده: مریم و علی مورخ: سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 در ساعت: 1:57
|+|
نرو

گفتم كه رفتنت يه روز

قاب دلم رو ميشكنه

 گفتي كه اين بخت تو بود

تقدير تو شكستنه

 هر وقت كه بارون ميزنه

تو رو كنارم ميبينم

 حس ميكنم پيش مني

هنوزم عاشقترينم

 گفتم بمون اون روز مياد

غصه هامون تموم ميشه

 گفتي اگه باهام باشي

لحظه هامون حروم ميشه


وقتي رفتي همه دنيا رو سرم

انگاري خراب شد و دلم شكست

 ساز من زانوي غم بغل گرفت

رفت و كز كرد گوشه ي اتاق نشست


ز وقتي رفتي هيچكسي

هم درد و هم رازم نشد

هيچكسي حتي يه دفعه

هم غصه ي سازم نشد

 رفتي ولي بدون هنوز

عاشقتم تا پاي جون

 دل بهاريم عاشقه

چه تو بهار چه تو خزون

 هر وقت كه بارون ميزنه

تو رو كنارم ميبينم

 حس ميكنم پيش مني

هنوزم عاشقترينم


نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 در ساعت: 1:30
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie