تبليغاتX
عروسک تو


عروسک تو

Yahoo
آرشيو
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
عشق یعنی

از دریا پرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن...

از گل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...

از زمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن...

از آسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن...

از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی از درونش گفت:یک عمر جدایی...

   چنین با مهربانی خواندنت چیست؟            بدین نامهربانی راندنت چیست؟

بپرس از این دل دیوانه ی من            که ای بیچاره . عاشق ماندنت چیست؟


نويسنده: مریم و علی مورخ: چهارشنبه بیستم دی 1385 در ساعت: 13:54
|+|

عید سعید غدیرخم مبارک باد

سلام دوستان

عید غدیرخم مبارک باد


نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه هجدهم دی 1385 در ساعت: 12:55
|+|
من میدانم
 من که می دا نم شبی عمرم به پایان می رسد

 فرصت خاموشی من سهل واسان میرسد

      پس چرا عاشق  نباشم.......


نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه هجدهم دی 1385 در ساعت: 12:53
|+|

وقتی به فصل دوست داشتن کویر می رسم تازه می فهمم که چقدر عشق سخت است . و چه عظمتی  دارد این کلمه که در زمین نمی گنجد و عشق زمینی همان است که شریعتی می گوید :

عشق جوششی کور است و پیوندی از سر نابینایی 

عشق از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه آب بخورد بی ارزش است.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و روزها بر آن اثر می گذارد.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود و اگر تماس دوام یابد به ابتذال کشیده می شود. و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند.

عشق جوششی یک جانبه است .

عشق . . .  .

 

پس عشق چیست!؟

 

چه پارادوکس بزرگی است این مفهوم.


نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه هجدهم دی 1385 در ساعت: 12:50
|+|

نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه هجدهم دی 1385 در ساعت: 12:47
|+|
اشکهایم را دریاب
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

نويسنده: مریم و علی مورخ: دوشنبه هجدهم دی 1385 در ساعت: 12:42
|+|
انگاه که....
 
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
 
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
 
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
 
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
 
آنگاه که حتی گوشت را می بندی
 
 تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
 
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
 
می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی
 
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
.
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟

نويسنده: مریم و علی مورخ: جمعه پانزدهم دی 1385 در ساعت: 17:19
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie