تبليغاتX
عروسک تو


عروسک تو

Yahoo
آرشيو
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
 
نويسنده: مریم و علی مورخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 در ساعت: 18:16
|+|

 

براي آخرين بار صليب گردنبندي را به او هديه کردم گفت: براي چيست؟ من که تو را دوست ندارم گفتم:مگر نه اين است که صليب را بالاي قبر مردگان مي گذارند تو نيز اين را بالاي قلب خود بگذار زيرا قلب تو گورستان عشق من است

 

 از امتداد صبح با من بگو

از آن زمان که نور متولد مي شود

وعشق اوج مي گيرد

….و زماني که قلب آسمان مي شکافد

از جزر و مدهاي مکرر تبسم

از صبح و از تولد دوباره ي يک عشق

 

صفحه ي آخر زندگي مرا ورق مي زنيد ! در حالي که شما نمي دانيد با اتمام خاطراتم مرا تنها به سوي راه غم رها کرده ايد!! در اين پايان پاييز دلگير من ديگر هيچ گاه سرديش را حس نمي کنم آري مي دانم که حتي ز خود سوال نمي کنيد که چرا پايان را به سوي تاريکي تمام کردم!! شک مي کنم ز خويش که آيا خداوندا تو مرا از قطره اي آب خلق کردي؟!

يا تنها مرا به دياري آوردي که در آن راهي جز سياهي وجود ندارد نمي بينيد آري

نمي خواهيد ببينيد که چرا تاريخ زمانتان را فراموش کرده ايد!!

در حالي که شما دليل خستگي ز دنيا و ز عشق را نمي دانيد!!


نويسنده: مریم و علی مورخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 در ساعت: 18:15
|+|

نويسنده: مریم و علی مورخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 در ساعت: 18:11
|+|

هنگام پاییز
زیر یک درخت ... مردم
برگهایش مرا پوشاند
و هزاران قلب یک درخت
گورستان ... قلب من شد


نويسنده: مریم و علی مورخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 در ساعت: 18:11
|+|
تحمل نبودنت سخته ، ولی چاره چيه قسمت من تنهائيه ،

 بود ونبودت يکيه ... بي تو، نوشتن براي تو

 سخت است . اميدی نيست ، و حتی يادگاری از تو .

  مهم نيست ، دوباره برای تو می نويسم ، و جواب

 هم نميخواهم . برای تو می نويسم ..... تو که نميخوانی ؟

  ميدانم ، نوشته هايم ارزش خواندن ندارد...

 ميدانم ، ولی باز هم می نويسم ، تنها کاريست که بلدم


نويسنده: مریم و علی مورخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 در ساعت: 18:9
|+|
دوستت دارم
وقتی به قبل از اشنایمون فکر میکنم یاد سوال یکی از دوستانم می افتم که ازم پرسید عشق یعنی چی؟

خندیدم و گفتم دوتا ادم بی کار میشینن مودام برای هم لاف میزنن هم دیگر رو دل خوش میکنن !

اما اگه ازم بپرسه میگم عشق یعنی صداقت یعنی یه پنجره که میتونی ازش به ایینده نگاه کرد گذشته هارو از یا برد خال رو درک کرد

اره دوستان گلم من عشق رو در مکتبی اموختم که استادش همه دنیای منه و ستایشش میکنم

مریم من فقط میتونم بگم دیونه وار عاشقتم۰


نويسنده: مریم و علی مورخ: پنجشنبه دهم اسفند 1385 در ساعت: 19:37
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie