|
کهکشانی از شقایق و شب بو
نه حتی این نیایش
نه حتی این نسیم
و نه حتی هیچ کلمه ای بوی
بوی واژه های نگاه تو را دارد
هنوز هم
به آن لحظه ای می اندیشم
که تو خیس خلسه
در متن خنجر و زخم
خاکستر شدی
نشانی تو را
از آسمان پرسیدم
به شکوفه های بی نشان اشاره کرد و
نم نم گریست
نشانی تو را
از آفتاب پرسیدم
نگاهش در افق دست نیافتنی
گم شد
در مرور کلمات
دنبال الفبای رد پای تو می گردم
دنبال چیزی شبیه کهکشانی از شقایق و شب بو
اما
نه حتی این نیایش
نه حتی این نسیم
و نه حتی کهکشانی
بوی واژه های نگاه تورا ندارد
|